تبليغاتX
مومنت حالا بیا بریم سانفرانسیسکو تا بعد
 
ماجراهای شازده اسدالله میرزا
 
- شازده رفیق ناباب که میگن تویی؟!

- نه من دوستشم(ایکون شازده مظلوم)

پ.ن: (ایکون بسوزه پدر تجربه)

پ.ن: اما برنده بی تربیت ترین کامنت سرکار خانوم شیرین با بی تربیتی ترین کامنت ممکن که به صورت خصوصی دادند از ایشان میخواهم ادرسی بدهند جایزه برایشان ارسال گردد(ایکون شازده عادلانه تصمیم گرفت)


امروز تولد یکی از بهترین دوستان بلاگر است(ایکون شازده خیلی خوشحاله)

ملیحه عزیز تولدت مبارک شاد باشی تو این روز زیبا و ارزوی ساله خوبی رو برات دارم(ایکون شازده یکم جدی شد)

خب دندونه دعوت کن یکم بیام اونجا تولدت چشم چرونی و یه چند تا درد بجورم(ایکون شازده هیز)

  نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/05ساعت 22:34  توسط شازده اسدالله میرزا  | 
 باورم نمیشه اسلحه نبستی

واسه کشتن من دمه در نَشستی

جایه خالی رو با کلمات مناسب پر کنید و برنده جایزه ویژه(این بخش جایزه جدیه و با ارزش) بشوید!(ایکون شازده مسابقه میذاره)

پ.ن:از هرگونه فکر منفی استقبال میشود(ایکون شازده کلا فکر منفی دوست داره)

پ.ن: اقا این چند روزه واسه خاطر نمایشگاه الکامپ و تلکامپ یکم سرم شلوغه و کم میام کامنت های این پست هم جمعه پابلیک میشه از الان هم بگم همه کامنت ها رو تائید میکنم و خوشحال میشم بی تربیتی باشه اخه برای اولین و شاید اخرین بار کامنت های بی تربیتی رو تائید میکنم!(ایکون شازده خلی پلید شده)

تبصره: کامنتهای غیر مرتبط با مسابقه فقط در امروز تائید میشود(ایکون خلاصه هرجایی تبصره داره)


اقا اگه تو نمایشگاه شازده رو با یه درد شاسی بلند مو بلوند ارایش خلیجی خلاصه یه ابر درد خفن دیدین اصلا به روی خودتون نیارین حتما اشتباه دیدین(ایکون پینیکیو بنده خدا چی میکشید)


اون رنگی ها جواب مسابقه بود که کسی بهش اشاره نکرد منتها برندگان در بخش کامنت ها معرفی شدند و برنده جایزه بی تربیت بزرگ در پست بعدی معرفی می شود(ایکون اینم تموم شد منتظر بعدی باشید)

  نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/02ساعت 12:53  توسط شازده اسدالله میرزا  | 
میخوام برم حموم غسل کنم و بیام اینجا یه پست جدید بذارم(ایکون به زودی در این مکان پست جدید اپ می شود)

پ.ن: در راستای چند روز غیبت به علت درد های فراوان با یک پست برمیگردم ان شاالله(ایکون شازده داره اطلاع رسانی میکنه)

پ.ن: (ایکون شازده دردوار دردمند زود اپ میکنه)

  نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/02ساعت 1:45  توسط شازده اسدالله میرزا  | 
- شازده، پسرمی باش ولی اگه یک بار دیگه بخوایی الکی از دست پخت من ایراد بگیری بری خونه دوستات و شب بمونی ، ساعت 9 میذارمت دمه در میچکا بیاد ببردت!!!(ایکون مادر عصبانی)

- وای مادر جدی این کار رو میکنی ایول همین الان میگم که اصلا دست پختت خوب نیست حتی اون قورمه سبزی هایی که هروقت میپختی کلی تعریف میکردم خیلی بد مزه ست!!!(ایکون شازده میخواد بره پیش میچکا)

پ.ن: فکر کن میچکا هم دافه خوبیه بذار برم باهاش وارد مذاکره شم شاید یه چند تا سانفرانسیسکو با هم رفتیم ها!!!(ایکون شازده کلی افکار پلید تو سرشه)
یکی از بهترین کادو هام شعری بود که یک دوست واسم خوند(ایکون شازده که طبعش لطیفه)
  نوشته شده در  جمعه 1388/08/29ساعت 23:43  توسط شازده اسدالله میرزا  | 
- شازده بابا یه مادر دختر پیدا کردم بیا تا مادرت مسافرته مادره رو من میگیرم دختره رو تو!!! دختره همه چیز تمومه بیا همین کار رو بکنیم پسر گلم!!!!

- پدر مطمئنی میخوایی من دختره رو بگیرم تو مادره رو؟!!!!

- آره حتما آخه دختره از این بچه ننه هاست هر روز قهر میکنه میاد خونه مامانش چند روز میمونه دوباره یه روز نهایت دو روز بیاد خونه تو اینجوری خرجتم کمتره!!!!!!!!

پ.ن: یعنی من هلاک این انسان دوستی شدم الان (ایکون شازده اشک شوق تو چشمش جمع شده)

پ.ن: امروز تولدمه اصلا فکر نکنین واسه اینکه بیایین تبریک بگین و کادم بیارین گفتما(ایکون شازده و این حرفا اصلا)

پ.ن: نیستم تا جمعه بعد از ظهر پس هوای اینجا رو حسابی داشته باشین میخوام اومدم ببینم کامنت دونی ترکیده(ایکون شازده از شما انتظار داره)


بعدا نوشت:من برگشتم پس کامنت ها از حالت تائیدی در میاد!!(ایکون شازده اطلاع رسانی می کند)

بعدا نوشت: به زودی در این مکان یک پست جدید گذاشته می شود(ایکون شازده داره پست مینویسه)

  نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/28ساعت 0:24  توسط شازده اسدالله میرزا  | 

متولدین آبان ماه افرادی بسیار فردگرا هستند. آنها دوست دارند به سبک و مرام خود کار کنند و کسی در کار آنها دخالت نکند. به طور خلاصه بگویم، از رئیس و آقا بالا سر داشتن متنفرند. آنها می‌توانند موسسان شرکت، تاجران، مدیران و مشاوران خوبی باشند.

پ.ن: منظورش من بودم در این راستا دفتر مشاوره شازده آماده دادن هرگونه مشاوره در مورد مسافرت های گاه و بیگاه شما به سانفرانسیسکو است با برنامه ریزی های تور شازده بهترین سفر را تجربه کنید. (ایکون شازده فقط یرای اینکه به شما خوش بگذره داره میگه بیایین تو تورش)

پ.ن: فردا تولدمه این رو نوشتم هم بگم تولدمه هم از خودم یکم شفاف سازی کرده باشم(ایکون شازده اصلا منظورش این نبود که بیایین تبریک بگین و کادو بیارین) 

پ.ن: راستی به زودی یک پست جدید اینجا اپ میشه(ایکون شازده اطلاع رسانی میکنه)

  نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/27ساعت 12:48  توسط شازده اسدالله میرزا  | 
- تو این اوضاع که پس انداز چندانی ندارم به نظرت چقدر دیگه طول میکشه که واسه یه روز هم شده یه ماشین بهتر از ماشینه بابام داشته باشم برم جلوش بوق بزنم؟!!

- اووم خب یه شب!

- شوخی میکنی چه جوری اونوقت؟!!!

- خیلی ساده امشب بیا خونه من فردا سوئیچ ماشینم رو میدم برو جلو بابات 10 تا بوق بزن!!!

پ.ن: خب چیه میخوام بچه زود به آرزوهاش برسه!!!!(ایکون شازده حسن نیت داره)
  نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/25ساعت 22:23  توسط شازده اسدالله میرزا  | 
یه جوریم امروز ،ضعف دارم، سرم گیج میره، میدونی انگار درد خونم اومده پایین انگار اصلا افتاده!!!!(آیکون شازده افتاده یه گوشه)

پ.ن: به چند درد خوب برای بالا بردن فشار درد خونم نیازمندم (ایکون شازده داره میره نیازمندی ها آگهی بده)
  نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/24ساعت 21:19  توسط شازده اسدالله میرزا  | 
 - الان اعتیاد به چی مده؟! شیشه؟!!!

- نه عزیزم اعتیاد به داف بازی!!!!

- ای بابا اون رو که خودم کشف کردم تازه بدترش هم اومده که همون اعتیاد به سانفرانسیسکو!!!(ایکون شازده نئشه)

  نوشته شده در  شنبه 1388/08/23ساعت 13:2  توسط شازده اسدالله میرزا  | 
می خوام بدم رو سینه چپم یه آرم توقف مطلقا ممنوع خالکوبی کنن!!!

پ.ن: جای مطمئن سراغ ندارین؟! آخه من معافی سربازیم رو گرفتم دیگه نیازی به ایدز ندارم البته با توجه به این!

پ.ن: البته این تصمیم برای شفاف سازی درد هام بود وگرنه هرکی بخواد بیاد میتونه بیاد توقف دائم ممنوعه(ایکون شازده دردخواه)

  نوشته شده در  جمعه 1388/08/22ساعت 18:50  توسط شازده اسدالله میرزا  | 
آی حال میده تنهایی بری جاهایی که دوتایی میرفتین غذا بخورین و به تلافی اون زمان ها حسابی چشم چرونی کنی!:دی

پ.ن: تا جمعه نیستم یعنی به این پررنگی نیستم بابا چیه خب می خوام برم به دردام برسم یعنی من نمی تونم ۲ روز در هفته فول تایم در اختیار درد هام باشم؟!!!!

 

بعدا نوشت : لطفا ته کامنت هاتون به مقدار زیاد حروف پ-ژ-گ-چ بذارین یه وقت نیاز میشه(ایکون شازده مشکوک)


بعدا نوشت: بازگشت پیروز مندانه خودم رو تبریک میگم من برگشتم به زودی در این مکان پست جدید گذاشته می شود!:دی
  نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/20ساعت 10:6  توسط شازده اسدالله میرزا  | 
 - ببین باید به من فرانسه یاد بدی تا زنت بشم!!!

- من که زن نمیخوام ولی باشه حق التدریسم هم هر 10 دقیقه 3 تا ماچ هستش اونم چون کلاس درس فرانسه ست باید از نوع فرانسوی باشه!!!!!

- باشه من از خدامه اما یادت باشه زکات علم آموزش هستا!!!

- اونوقت زکات سانفرانسیسکو هم میشه همون ماچ فرانسوی!!!

پ.ن: البته که معلم من بودم و شاگرد هم... بگم کی بود؟! بگم؟! بگم؟!:دی

پ.ن: دوستان حق التدریس من برای کلاس های دیگه متفاوته!!!

  نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/20ساعت 1:11  توسط شازده اسدالله میرزا  | 
به سراغ من اگر می آیید

با پیشنهاد بی شرمانه بیایید

تا مبادا که ترک بردارد خمره نازک دوستیمان:دی

 پ.ن: هرکس در این آخر هفته یک پیشنهاد بیشرمانه به ما بدهد در دیگر روزها ما ۲ پیشنهاد خیلی بیشرمانه به او میدهیم !!!(ایکون شازده منتظر پیشنهاد بیشرمانه)

  نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/19ساعت 13:20  توسط شازده اسدالله میرزا  | 
بهش گفتم بیا بریم خونه ما دکتر بازی با کمال میل هم اومد!!

من ادای دکترا رو در میاوردم ولی اون انگار واقعا مریض بود اونم انفولانزای خوکی!!!!

پ.ن: شفاف سازی علت مریضی این چند روزه مان!!!!

پ.ن: به یک درد خوب برای پرستاری تمام وقت نیازمندیم!!!!
  نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/18ساعت 15:11  توسط شازده اسدالله میرزا  | 
لطفاً هيچ کس منو جدی نگيره...

فقط يک شوخی بزرگم که شورش را در آوردم! :دی

پ.ن: در راستای سوال برخی از دوستان!!!:دی

  نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/18ساعت 0:8  توسط شازده اسدالله میرزا  | 
 - حس خیلی بدی دارم یه چیز تو مایه های هنگ کردگی!

- حس ری استارت به خودت بگیر درست میشی!

پ.ن: فقط زیاد ری استارت نکنین از من گفتن راهکار های شازده با تذکراتش کار سازه ها :دی

  نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت 21:48  توسط شازده اسدالله میرزا  | 
- شازده پسرم چرا زن نمیگیری؟!!!

- میترسم پدر جون!!!

- چرا؟! ازدواج و دلبستن به یه خانوم خوب که ترس نداره خیلی هم خوبه!!!

- نه پدر، من از دل بستن به یه خانوم خوب نمی ترسم بلکه دل کندن از بقیه خانوم های خیلی خوبه که میترسونتم :دی

  نوشته شده در  جمعه 1388/08/15ساعت 13:48  توسط شازده اسدالله میرزا  | 
آقا امروز بعد از مدتها سوار تاکسی شدم و دیدم یه درد خیلی لوند و دلبرانه نشسته بود صندلی جلو دیگه گفتم خودشه مسافر دائم یکی از روزهای آخر هفته وقتی رسیدیم ته خط پول رو که دادم به راننده گفتم کرایه جلویی هم با منه!!!!

پ.ن:خوبه آدم قبل از اینکه بخواد کرایه بده کارت ملی طرف رو با گواهی نامه راننده چک کنه  یه وقت خواهر برادر نباشن وگرنه ...

  نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/14ساعت 13:8  توسط شازده اسدالله میرزا  | 
- دایی من می خوام به زن دایی بگم خاله!!!

- تو خیلی بی خود می کنی همینم مونده از فردا مردم راه بیوفتن هرچی تهمت بی ناموسیه بهم بزنن!!!

پ.ن: من دایی نیستم انگار قرار هم نیست دایی بشم :دی
  نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/13ساعت 11:17  توسط شازده اسدالله میرزا  | 
در راستای این پست ایشون:

به تعدادی درد خوب و لوند و دلبرانه برای تصدی پست منشی گری برای شب های اول هفته نیازمندم :دی

  نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/12ساعت 13:53  توسط شازده اسدالله میرزا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM