یک زوج عجیب!!!

 - حالا روابطت باهاش چه جوریه؟

- خوبه!

- زن ذلیله تو اون رو میزنی یا مرد سالاره و اون تو رو میزنه؟

- میانه رو هستیم!

- نمیشه که یا باید تو خونه مرد سالاری حاکم باشه یا زن ذلیلی مثلا نمیشه بیاد خونه سینی چای رو بزنه تو صورتت و ظرفای شام رو بشکنه بعد  بیاد رخت چرکا و ظرف غذا ها رو بشوره اینجوری همه چیز میره زیر سوال ها!!!

خلاصی از سربازی یا همون اجباری سابق!!!

بیماران ایدزی از سربازی معاف اند...

توجه توجه همین امروز به فکر باشید ایدز پاستوریزه بدون درد و عوارض جانبی نیاز به اعتیاد هم ندارد تنها با یک بار مراجعه به یکی از همکاران ما در خیابان "اتحادیه صنف ج.... مقیم مرکز"!!!!

پ.ن:در این راستا با خرید هر سیم کارت اعتباری ایرانسل و شرکت در طرح معافیت یک ساعت رایگان از بانوان معافی دهنده استفاده کنید!!!

من بی تقصیرم!

آقا مشکل من تو زندگی این جمله امام علی(ع) هست که میگه با مردم همون طوری برخورد کن که دوست داری با تو برخورد کنند. من دقیقا همین کار رو میکنم اما نمی دونم چرا ملت شاکی میشن و بهشون بر میخوره!!!

بعدا نوشت: آقا این ساعت بلاگفا چرا دیوونه شده من ۱۶:۵۸ آپ کردم این میزنه ۱۲:۵۸!!!!!

امید

 دل خوشی ها کم نیست/مثلا این خورشید

پ.ن:دختر همسایه رو میگم اسم مامان بزرگش رو گذاشتن روش منتها مهسا صداش می کنن!

واقعیت یا ...

خانم معلم- شش تا گنجشک روی سیم نشستن، اگر به یکیشون تیر بزنیم چند تا می مونن؟!

شازده- هیچی، چون همشون می پرن!

خانم معلم- از فکرت خوشم اومد، ولی جواب پنج تاست!

 شازده- خانم، سه تا زن تو پارک دارن بستنی میخورن، یکی بستنی رو گاز میزنه، یکی لیس میزنه، یکی میکنه تو دهنش در میاره. کدوم ازدواج کرده؟!

خانم معلم- اونیکه میکنه تو دهنش در میاره!

 شازده- خانم، از فکرتون خوشم اومد، ولی جواب اونیکه حلقه دستشه!!!

مرد شناسی شازده ای!!!

 مردان زیادی در طول تاریخ بودند که در مقابل وسوسه زنان ایستادگی کردند مثلا حضرت یوسف و.... هووم هرچی فکر میکنم کسه دیگه ای یادم نمی یاد!!!

پ.ن: یوسف جان خیلی خودمونی بهت بگم تو مایه ننگ جامعه مرد ها هستیا!!!!

من و این همه خوشبختی؟!!!!!

چه حسه خوبیه که اولین همکارت یه دختر ترگل ورگل باشه مصداق عینی لطفا با مایو وارد نشوید!!!

پ.ن: نمی دونم حواسم جمع کار باشه یا همکار

خدایا ما که خوندیم تو هم اجابتمون کن

خدا! تو بهشت حداقل دو سه تا جاى دنج و خلوت درست كنى ها! يه جا كه توش حتى يه فرشته هم پر نزنه. كار دارم.

پ.ن : فضولى موقوف.

عشقی برای شازده

بعضي عشقا شبيه حضرت آدم ن، فقط خاصيتشون اينه كه اولينه!
بعضي عشقا شبيه حضرت نوح ن ،فقط از ترس طوفان طرفه تو ميان!!
بعضي عشقا مثل حضرت ابراهيم ن، بايد توش همه چيت رو قرباني كني!!!
بعضي عشقا مثل حضرت موسی ن، يه خورده كه دور بشي جات رو يه گوساله پر ميكنه!!!!
بعضي عشقا مثل حضرت مسيحن، آخرش آدم رو به صليب مي كشن!!!!!

پ.ن : خدايا! يك عدد عشق ليبرال، سكولار، لامذهب، بي دين و عامل استكبار جهاني نصيب ما بفرما!!!!!!

من چه کنم از دست این ...

 آفتاب نیوز: مردان یک سال از عمر خود را صرف چشمچرانی میکنند!

آقا من نمی دونم اینا آمارشون رو از کجا میارن ما که همه عمرمون صرف اینکار شد!!!

ارزوهای یک عدد شازده اسدالله میرزا

درختان لباس کار سب.زشان را در آوردند و لباس خواب زردشان را به تن کردند

- خدایا کی میشه لباس خوابشون رو در بیارن و لخت زیر ملافه سفید برف بخوابن؟! خدایا یعنی میشه اون روز رو ببینم؟!!!

پ.ن: مدیونی اگه فکر بد نکنی!!!

اکتشاف از نوع شازده ای!!!

- می دونی ده شلمرود تو قزوینه؟!!!!!

- نههههههههههه جدی؟!!!!!

- آره بابا مگه یادت نیست میگفت من و بابام و دادش و عموم هفته ای 3 بار میریم حموم؟!!!!!

6

- این ماشین رو واسه زنم خریده بودم اونم هروقت قهر میکرد باهاش میرفت خونه مامانش!!!

- خب چی شد دارین میفروشینش؟!

- آخه همین دیروز طلاقش دادم برای همیشه رفت خونه مامانش!!!!

5

-  عزیزم میشه باهام قهر نکنی؟!

- نه نمی شه ولی چرا؟!

- آخه وقتی قهر میکنی خیلی قشنگتر میشی بیشتر میخوام نگات کنم فکر میکنی اومدم منت کشی!!!

پ.ن: منت کشی از توع شازده اسدالله ای

4

- خريت و حماقت دو صفتيه که حد و حدود نداره !!!

- اینا که معنیشون یکیه شازده!!!!!

- تو به ایناش کاری نداشته باش همینه که هست!!!!

3

-شازده چرا من رو با خودت یه سفر نمی بری نیویورک ؟!!

-عزیزم اونا هم بعد س.خن.ران.ی میرن سانفرانسیسکو ،نیویورک نمی مونن! بیا ببرمت اونجا!!!!!

2

پست قبلی نوشتم که تو این پست از خودم میگم!

من همون شازده اسدالله معروف هیز (حیز) پدر سوخته هستم اصلا اشتباه نکردین من همونم که به مسائل از دید خودش نگاه می کرد و میکنه!!!

اینجا قراره همه طنز بنویسن حتی طنزی که به گریه ختم بشه منتها باید طنز باشه این قانون اوله که شازده واستون گذاشت خب؟!

دیگه هم در مورد خودم چیزی نمی گم تا باز نیازش حس بشه خب؟!

 

1

شنبه  چهارم مهر ماه سال یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت  ساعت یازده و ده دقیقه شب:

بلاگفا . ایران . داخلی

"جرم من؛

سکوت مرگبارم"

می خواستم ۷ مهر اولیش رو بنویسم ولی خیلی لوس میشد اونم واسه من که شازده اسدالله میرزای معروفم مگه نه؟!

پست بعدی اندکی از خودم میگم و دیگر هیچ...