(ایکون از سری نوشته‌های همین‌جوری) 11

روزگار بسیار عجیبی‌ست... حتی پیانوی گوشه‌ی پذیرایی هم ساز خودش را می‌زند نه انگشتان مرا!!!(ایکون از سری نوشته‌های همین‌جوری)

(ایکون هزار و سیصد و ‌گل‌پریشون) 10

et aahh, pourquoi pas? c’est le plus vieux métier du monde

توضیح دوست بلژیکی‌ام در دانش‌گاه فرنگ در مورد شغل روس.پی‌گری با توجه به این تعریف‌ش که می‌گه: بعضی مردها تنهان؛ غمگین‌اند؛ این خانم به‌شون عشق می‌ده که خوش‌حال بشند...(ایکون تفاوت دیدگاه)

پ.ن: به من ربطی نداره برید فرانسوی یاد بگیرید(ایکون والله به خدا)

(ایکون خدای مهربان)؟!!!! 7

همانا ما جهنم را آفریدیم برای شما تا آن دنیا هم از عذاب صبح‌های شنبه‌ در امان نباشید(ایکون حضرت شازده علیه‌السلام)

(ایکون تبریک‌نوشت)

تو آرام‌ش منی و من تکیه‌گاه تو... خوش‌بختی یعنی همین...

پ.ن: خواهر عزیزم تولدت مبارک(ایکون ماچ و بوسه و بغل)

(ایکون از سری نوشته‌های همین‌جوری) 10

پلک‌های خاطره باز است حتی اگر دیگر چشمان‌ت نباشد...(ایکون از سری نوشته‌های همین‌جوری)