(ایکون بسوزه پدر تجربه) 6
با یه ابردرد رفتم اب انار بخورم بعد از اینکه کلی واسم شر و ور بافت چشمام رو خمار کردم زل زدم تو چشماش گفتم "نه خانوم عزیز من خودم خواهر دارم شما یکی دیگه رو بجور که به چشم خواهری نگات کنه اگه برای چیز دیگه ای میخوایم یا میخوایی دردم بشی بهم بگو" بعد هم همون ریختی با چشمای خمار زل زده به ته چشماش بقیه اب انارم رو خوردم(ایکون شازده کوول)(ایکون چشمان خمار من)
پ.ن: در راستای مقوله دردهایی که میخواهند خواهرت شوند پست های دیگری هم اپ میشود!!!!(ایکون شازده اطلاع رسان)
پ.ن: در کل مواظب چنین دردهایی باشید حالا از من گفتن بود!!!!(ایکون بسوزه پدر تجربه)
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹/۰۱/۲۰ ساعت 14:24 توسط شازده اسدالله میرزا
|
اینجا قراره همه طنز بنویسن حتی طنز تلخ ولی هیچکس حق نداره به کسی توهین کنه !!!