(ایکون به حق چیزای ندیده)
جاتون خالی دیروز سمت دانشگاه هنر و معماری دخترکی دیدم کلا هنرمند مانتوش از بس بلند بود ریخت پیرهن حاملگی میمونست تازه 4 خونه هایی روش بود ریخت دمکنی قابلمه های مادرم، از گوشواره های نمدیش بذار بگم که تا نوک سینه هاش میرسید(ایکون خداشاهده) به جان شما نباشه به جان خودم سرش رو تاس کرده بود و وسطشم نارنجی تازه این گوش هاش رو انگار برای رفع گرما کاملا ریخت "دامبو" از شال انداخت بیرون و تو هدفنش هم شهرام صولتی داشت میخوند چه خوندنی تازههههههههههههه کلی مترسک باز هم از جنس نمد از کوله و کفش و سر و بدنش اویزون بود گویا برای فراری دادن "کلاغ سیاه" های که این روزها تو خیابون زیاد هستند و به این سبک نسوان حمله میکنند معمولا 2-3 تایی!!!!(ایکون خداشاهده)
پ.ن: اصلا این هنر بود که از سر و کولش میریخت ای هنر هنر هنر(ایکون هی روزگار)
اطلاع نوشت: به سفر میرویم پس اندکی کمرنگ میشویم در پاسخ دادن به نظرات دوستان عزیز و اگر عمری باقی ماند اخر هفته تکلیف اینجا را یکسره میکنیم و درش را تخته (ایکون شازده اطلاع رسان)
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۰۳/۲۴ ساعت 9:0 توسط شازده اسدالله میرزا
|
اینجا قراره همه طنز بنویسن حتی طنز تلخ ولی هیچکس حق نداره به کسی توهین کنه !!!