(ایکون یارانهدف) و گزارش کامران نجفزاده از میدان کاج پاریس
حادثه میدان پینن پاریس (ایکون میدان کاج خودمان) از زبان کامران نجفزاده در 20:30:
اینجا مهد دموکراسی است کشوری که به ان فرانسه میگویند اینجا همه از حقوق شهروندی حرف میزنند منتها دیروز که دست زن و بچهام را گرفته بودم تا به خرید ببرمشان تا پول بیتالمال و دستمالزنی و چیزمالی را بریزم تو حلقشان تا شب بتوانم مخفیانه به بهانه گرفتن گزارش شبانه به یک کلوب بروم و اندکی تفریح کنم در میدان پینن که همان کاج است و یک محله در شمالغربی پاریس محسوب میشود شاهد بودم یک مرد فرانسوی یک همشهری دیگر خودش را با چاقوی دسته زنجانی زخمی کرده البته من جستجو کردم و دیدم یک هموطن خوشذوق زنجانی در فرانسه این چاقوها را تولید میکند اسمش صفراحمد محمودتبار بود با ایشان گفتگویی کردم که بعدا هروقت بیکار شدم گزارش ان را میفرستم داشتم میگفتم ان مرد مضروب نقش زمین شده بود و در حال جان دادن بود ان هم در کشور مهددموکراسی وو فرد ضارب که گویا انگیزهاش ناموسپرستی بود همانجا ایستاده بود و عربده میکشید مردم اینجا همه بیروح بودند هیچکسی برای نجات جلو نرفت و همه دوربینهای موبایلاشان را در اورده بودند و مشغول فیلم گرفتن شدند تا در سایت بسیار مستهجن یوتوب بگذارند و به دوستانشان نشان بدهند و بخندند زیرا بسیار بیعاطفه و سرد و بیروح هستند تازه و من چون یک ایرانی هستم خونم به جوش امد خواستم بروم ان مرد بیچاره را نجات بدهم که همسرم دستم را کشید گفت: "کامران ولش کن اینا عربی بلد نیستند میرند جهنم" و من دیدم حق با زنم است و بیخیال شدم و همهجا را خوب نگاه کردم تا چشمم به 2 ژاندارم مسلح افتاد نه باورم نمیشد در کشوری که مهد دموکراسی است و سنگ حقوق شهروندی را به سینه میزند این دو ژاندارم جریان را به (بیب) اشان گرفتند و فقط نظاره گر صحنه بودند راستی به شما گفتم اینجا به پلیسهایشان میگویند ژاندارم؟! بله میدانم برای کشوری با این همه ادعا اینکار کمی ضایع است خلاصه فرد مضروب مرد و ضارب بازداشت شد به سراغ رئیس ژاندارمری رفتم او مردی بسیار بداخلاق و بد دهن بود و اول من را راه نداد وقتی تهدید کردم راهم داد به اتاقش و من به فارسی حرکت سربازانش را محکوم کردم چون هنوز نمیتوانم فرانسه حرف بزنم و او که فارسی بلد بود فقط به من لبخند میزد و سرش را تکان میداد فکر میکنم حرفهایم در وی اثر کرد و من هم گزارشم را همین ریختی بدون ته بندی فرستادم به ایران(ایکون گردن کج و زل زدن تو دوربین)
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹/۰۸/۲۵ ساعت 14:58 توسط شازده اسدالله میرزا
|
اینجا قراره همه طنز بنویسن حتی طنز تلخ ولی هیچکس حق نداره به کسی توهین کنه !!!