حواشی اعدام شهلا در بلاگستان (ایکون سجاده اب کش بی وضو)
روزی که خواستم این پست را بنویسم هم از همه جوانب پرونده اگاهی کامل داشتم هم به سراغ افراد مطلع رفتم چندین بار متن پست را خواندم وقتی اطمینان حاصل کردم از صحت تکتک کلمات نوشتهام ان را به ثبت رساندم منتها بودند افرادی که فقط شایعهسازی کردند و حتی این بین برخی از رسانههای بیگانه مانند صدای امریکا و... منبع شایعه پراکنی بودند برایم عجیب است شایعهای که در ان خبر از جنبیدن سر و گوش لاله میداد و وجود اسپرم غریبه در رحم مرحوم لاله سحرخیزان که گواهی پزشکی قانونی که به امضای "زنده یاد دکتر فرامرز گودرزی" چیز دیگری بود و داد هواخواهان شهلا که میگویند او بیگناه بود اگر او حرفی داشت وقتی در یک قدمی چوبه دار بود و وقتی حاجاقا رحیمی نماینده قوه قضا انجا حاضر شد تا طبق گفته شهلا به اخرین دفاعیاتش گوش دهد تا شاید روند دادرسی تغییر کند شهلا تنها کاری که کرد گریه و زاری بود که همه ما به خوبی میدانیم که انسان در لحظههای اخر برای نجات خودش حتی حاضر است به یک ریسمان پوسیده هم چنگ اندازد!!!
در این میان بحث من اصلا بیگناهی یا گناهکاری شهلا نیست شهلا قتل کرد مجرم اصلی شخص دیگری بود که اینجا هم از ان یاد کردم حرف من قضاوتهای دوستان است که گل سرسبد انها نوشتههای دیشب یک انسان عقدهای است که لاله را مورد تمسخر قرار داد انسان بیخردی که این روزها مورد تنفر بسیاری از بلاگرهای عزیز قرار گرفت برای کارهای احمقانهاش دیشب وقتی کامنت یواشکی یکی از دوستان را دیدم که گفت برو ببین فلانی چه پستی نوشت با خود گفتم از این ادم بعید است پست قابل توجهی بنویسد وقتی به وبلاگش رفتم متوجه شدم دوستم از بس این نوشته چرند بود به من گفت به انجا بروم تا شاهد باشم ادمی که از عقدههای جنسی و جسمی و روانی رنج میبرد کسی که در زندگیاش بعد از ورشکستگی پدر دچار سرخوردگی شد و فقط به دنیای مجازی پناه اورد زیرا در عالم واقعی توانایی ارتباط برقرار کردن نداشت و بسیار جالب است که پشتسر همه دوستانش هم حرف میزند گل سرسبدش هم ان دوستی بود که سر جریان درگیری بنده با ایشون جانب ایشون رو گرفت که پشتسرش از چیزهایی گفت که من شرمم امد؛ این ادم برای بالا بردن امارش دست به هرکاری میزند چون حرفی برای گفتن ندارد و کسی برای نوشتههایش نمیرود وبلاگش اینکار وی من را یاد میمون میاندازد که به دلیل زشتی کسی تحویلش نمیگیرد ادا اطوار بیشتری در میاورد البته شباهتهایی با ان موجود زشت دارد این وبلاگنویس مورد نظر حال ایشون سرشون کچل است و میمون جای دیگرش!!!
این وبلاگنویس معلومالحال مفعولالاحوال جریان این پرونده را به تمسخر گرفت و حتی سعی در دانستن جوانب پرونده هم نکرد و میتوانم به جرات بگویم که وی حتی اخبار مربوط به این پرونده را پیگیری نکرد من کاری به درست یا غلط بودن روند دادرسی پرونده ندارم و حتی در اینکه چه کسی مجرم بود منتها این ادم نه تنها به این موارد نپرداخت بلکه به تمسخر هم گرفت کاری که به هیچ عنوان انسانی نیست او یک مرده را مسخره کرد که در فرهنگ ایرانی کاری غیر انسانی است و با ادبیات بی ادبانه و کودکانهای به این موضوع پرداخت حرف من این است اگر شما حرفی برای گفتن ندارید هیچ اجباری برای حرف زدن نیست در این هنگام سکوت بهترین کار است زیرا دیگر پشت سرت نمیگویند عجب ادم جلف و بیخردی!!!
متاسفانه این ادم خودش را خیلی دست بالا گرفته تا حدی که به خود حقیرش اجازه میدهد درکار هر کسی فضولی کند و خودش را سرامد هرکاری بداند کما که به خود لقبی داد که من فقط میتوانم به اینکارش پوزخند بزنم یا خود را بدعتگذار یک حرکت که تنها و تنها 2 بار در ان شرکت داشت میداند و من تنها کاری که میتوانم بکنم از خدا بخواهم به من و دیگر دوستانم صبر بدهد و به ایشان سلامت عقلی!!!
اینجا قراره همه طنز بنویسن حتی طنز تلخ ولی هیچکس حق نداره به کسی توهین کنه !!!