(ایکون ماه مهربونی)
عموی سقایشان درنماند از وظیفهاش آب شرمنده بود که بر خاک ریخت و به خیمه نرسید (ایکون یا عموی عزیز)
پ.ن: آن مرد با اسب بدون آب نیامد(ایکون یا عباس)
پ.ن: آقای احساس بیآب حتی نخواست به خیمهها بازگردد!!! شاید تاب دیدن لبهای تشنه برادرزادهها را نداشت(ایکون ای داد)
تسلیتنوشت: روشنک عزیز فوت کسی که از بچهگی عاشقت بود رو از صمیم دل تسلیت میگم و از خدا برات صبر میخوام(ایکون شازده مهربان)
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۹/۲۴ ساعت 15:53 توسط شازده اسدالله میرزا
|
اینجا قراره همه طنز بنویسن حتی طنز تلخ ولی هیچکس حق نداره به کسی توهین کنه !!!