تو برایم محبت ساختی، چیزی رو که الان می‌بینم و چیزی که این‌قدر خوبه؛ خوب‌تر از همه لحظه‌های اذان مغرب تابستون واسه کارگر معتقد روزه‌دار زیر آفتاب که اگه پسرش همه‌ی خورشیدهای دنیا رو هم سیاه بکشه تا باباش زیر آفتاب نسوزه تاثیری به حالش نداره، خوب به اندازه‌ی همه لرزیدن‌های یک‌هویی بدن توی خواب و بیداری، به همون اندازه که لحظه‌های نترسیدن خوبه، لحظه‌هایی که از هیچی نمی‌ترسی(ایکون محبت بی‌منت)

پ.ن: امروز تولد "fatemeh" عزیز خواهر گلم هستش یعنی "تو"ی نوشته بالا و امشب تا فردا شب رو جشن و سرور اعلام می‌کنم و برهمگان واجب است شادی کنند و پایکوبی و این روز را برایش بسیار زیبا سازند (ایکون قر و دنس و شرب‌خمر و پای‌کوبی)