جریان خلقت انسان
دوستان عزیز داستانی رو میخوام اینجا واستون تعریف کنم فقط خواهش میکنم تا انتها بخوانید
در مملکتی زندگی میکنیم که مردی در سن 28 سالگی تعدیل نیرو شد. به علت بنیه ضعیف جسمانی قادر به انجام فعالیتهای سنگین بدنی نبود و مدت 8 ماه در بیکاری مطلق بهسر میبرد. بعد از 8 ماه وقتی میزان اجاره خانهاش از رهن 2 میلیونی منزل مسکونیاش بیشتر شد؛ صاحب خانه 2 ماه بدون اجاره به ایشان فرصت داد تا منزل را تخلیه کند که بهصورت کاملا اتفاقی این آدم که بچهای 3 ساله دارد سر راه خانمی قرار گرفت و باب آشنایی باز شد و خانم جوان پی به مشکل اقتصادی ایشان برد. این اتفاق حدود 3 ماه پیش رخ داد در روزهای اوایل فروردین. مرد باید پایان فروردین منزل را تخلیه میکرد. خانم مذکور موضوع را با این بنده روسیاه خدا در میان گذاشت و من هم با تعداد معدودی از دوستان. یک آقا مبلغ 5 میلیون اهدا کرد برای رهن خانهای در منطقه سرآسیاب و با پولهای جمع شده نيز یک دستگاه موتورسیکلت و مقداری اثاثیه منزل خریداری شد. با سفارش وپيگيري هايم مردجوان در پیک موتوری مشغول به کار و گاهی هم مسافرکشی با موتور شده بود و به لطف پروردگار چرخ زندگیاش به مراد میگشت منتها همواره گفتند: "بدبخت اگر مسجدی از آیینه بسازد یا سقف فرو ریزد یا قبله کج آید". چند روز پیش این آقا با یک جوان 23 ساله عابر تصادف کرد و پای جوان مذکور شکست و کار به جراحی کشید. طی رایزنیهای متعدد این بنده روسیاه با قاضی رای بر تنها دادن خسارت وارد به جوان داده شد. طبق قوانین جدید و وقتی آن خانم ابتدای داستان برای مذاکره با جوان 23 ساله رفتند ایشان مدعی شدند که به هیچ عنوان حاضر به گذشت و گرفتن خسارت کمتر نيستند.
حال از همه دوستان میخواهم برای کمک به جوان مذکور و به زندان نرفتن ایشان كه مرد متاهل و صاحب همسر و فرزند هستند؛ هرکدام از شما دوستان عزیزم هر مبلغی که در توانش هست پرداخت کند. باشد که ان شاالله مشکل ایشان هرچه زودتر حل شود.
برای اینکار بنده حتی شماره حساب آن خانم را میدهم. لطفا تا پنجشنبه هفته آینده یعنی 26 خرداد هرمقداری که در توان دارید کمک کنید تا ان شاالله گرهای از کار ایشان باز شود.
(ایکون شازده مهربان متاثر)
اینجا قراره همه طنز بنویسن حتی طنز تلخ ولی هیچکس حق نداره به کسی توهین کنه !!!