وقتی با گریه اومدی پیشم که بگی برگشتی با خنده نگاهت کردم و گفتم رفتم!!!(ایکون شازده کوول)

یاد اون روزی افتادم که با خنده و بدون خداحافظی رفتی و من موندم و بطری ابسلوت و ولو شدن روی صندلی تراس و شهر خاموش!!!(ایکون شازده در اعماق خاطرات)

همون عوضی که هر شب تو بغلت بیهوش میشد و صبح پشت کرده بهت بیدارش میکردی در حقم خیلی مردونگی کرد برو همونجا!!!(ایکون شازده واقع بین)

طعم ابسلوت برام از عسل هم شیرین تره این روزها!!!(ایکون شازده کوول بدجنس)

پ.ن: هرگونه شایعه رو از همینجا رد میکنم(ایکون شدیدا تکذیب میشود)

پ.ن: کاش قبل از انجام به روزی که امکان پشیمانی داریم هم فکر میکردیم(ایکون شازده با عقاید عجیب)