(ایکون هزار و سیصد و گلپریشون) 2
ترم اول دوره لیسانس بود و تو راه دانشگاه توی خیابون وقتی اون دختره بی ادب پیچید جلوم یادم نبود که اصلا لازم نیست فحشم رو اینقدر واضح بدم که توی اینه ببینه چی بهش گفتم و محض تلافی برم بپیچم جلوش و بزنم رو ترمز(ایکون ای داد بیداد)
خب این یه امر خیلی طبیعی هست که ادم یک هفتهای همه دردهای دانشگاه رو نشناسه (ایکون والله)
پ.ن: (ایکون هزار و سیصد و گلپریشون)
پ.ن: و این تجربه ای شد که ماشین جلویی یا عقبی شاید اشنایی باشه که اون میشناستمون منتها ما نه (ایکون خب چه میشه کرد)
غمگین نوشت: بچهها همین الان شنیدم فریدون اسدی معروف به فریکثیف صاحب "ساندویچی یک" واقع در خیابان نیلوفر که 37 سال قدمت داره و هرکدوم از ما لابد کلی ساندویچ لذیذ اونجا خوردیم فوت کرد(ایکون شازده خیلی غمگین)
حالا از این به بعد اگه اونجا باز باشه به چه امیدی بریم؟! سربهسر کی بذاریم و کی سربهسرمون بذاره؟!(ایکون شازده خیلی خیلی خیلی غمگین)(ایکون روحش شاد)
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۹/۰۴/۱۲ ساعت 10:46 توسط شازده اسدالله میرزا
|
اینجا قراره همه طنز بنویسن حتی طنز تلخ ولی هیچکس حق نداره به کسی توهین کنه !!!