(ایکون خبررسانی منظوردار)
ساعت 10 شب خسته و کوفته از جلسه با هیئتمدیره یکی از شرکتهای همکار دارم برمیگردم خونه و به راننده گفتم پیچ رادیو رو ببند هندزفری موبایلم رو فرو کردم تو گوشم و دارم به صدای ابی گوش میدم که میخونه "کی اشکات رو پاک میکنه شبا که غصه داری" و سرم رو چسبوندم به شیشه عقب ماشین که یکهو میبینم موبایلم زنگ میخوره و شماره منشی رئیس همون شرکت افتاده روش با هول و ولا گوشی رو برمیدارم میبینم خانوم میخواستن بهمون یاداوری کنن اخر هفته امبیسی پرشیا قراره فیلم مورد علاقهام رو که همیشه ازش حرف میزنم پخش کنه!!!(ایکون فکر کن)
پ.ن: از اون باحالتر یکبار دیگه بود که سر برنامه زنده هی زنگ میزد به موبایلم و پیغام میذاشت که الان تلویزیون داره مصاحبه شما رو پخش میکنه ببینید!!!(ایکون خدایا توبه)
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۰۷ ساعت 11:25 توسط شازده اسدالله میرزا
|
اینجا قراره همه طنز بنویسن حتی طنز تلخ ولی هیچکس حق نداره به کسی توهین کنه !!!