(ایکون هزار و سیصد و گلپریشون) 4
باید برم کتابخونه شهیدباهنر* که عصرهای پشت کنکورم رو با چندتا از دوستام توش وول میخوردم ببینم نسل این ادمهایی که تا نگاهشان میکردم نگاهشان رو میدزدیند منقرض شده یا نه!!(ایکون شازده کوول)
تازه باید برم ببینم پشت ساختمون اون دوتا مرغعشق بچه بههم زدند یا هنوز پاهاشون رو تو افتاب دراز میکنند و برای فردای کنکور سال بعدشون نقشه میکشند و واسه بچههای خیالیشون اسم میذارن(ایکون شازده بدجنس)
پ.ن: اینروزها با دیدن جمعیت مشتاق قبولی تو کنکور یکهو یاد اونجا افتادم!(ایکون هزار و سیصد و گلپریشون)
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۱۴ ساعت 12:15 توسط شازده اسدالله میرزا
|
اینجا قراره همه طنز بنویسن حتی طنز تلخ ولی هیچکس حق نداره به کسی توهین کنه !!!