(ایکون صبر تمام شده)
نزدیک به یک سال است که اینجا برای شما مینویسم مانند خیلی از بلاگرهای و بلاگرنماها نمیگویم برای خودم چون اگر برای خودم بود که همه این چیزها را بلد بودم و نیاز به نوشتنشان نبود!!!(ایکون شازده جدی)
این یک سال اتفاقات عجیبی در این وبلاگ افتاد برای "شازده اسدالله میرزا" بیحاشیهترین شخصیت وبلاگیام حاشیههایی ساخت که قبولش برایم کمی دشوار است البته تصورش دشوار است چه رسد به قبولش!!!
اگر به بند بالا توجه میکردید گفتم "ساخت" و از لفظ "ساختند" استفاده نکردم درست متوجه شدید روی خطاب من تنها و تنها به یک نفر است که تمام این حواشی را برایم پدید اورد!!!
اقایی که اگر با ایشان صحبت کنید چونان حرف میزند و سخن میراند که فکر میکنید با یکی از اساطیر ادب و فرهنگ و "وفاداری" دنیا در حال مصاحبت هستید!!!
به من گفته شده یک جوان 17-18 ساله هستم و تمام اطلاعاتی که از خودم میدهم در ارتباط با شغل و تحصیلات همه و همه دورغی بیش نیست و امدهام وبلاگستان تا دختران و زنان را اغفال کنم و با ایشان به سفرهای سانفرانسیسکو برم و من همچون یک کرگدن شاخی در وسط پیشانی همچون فیل دو عاج و همچون گوزن تعداد زیادی شاخ در سر خود در اوردم که این اقا از کجا به این اطلاعات حساس و سری در مورد من دست پیدا کرد که با این اطمینان به اغلب خوانندههای خانم من گفت و خوشبختانه در میان تمام انها فقط یکیشان گول ایشان را خورد و قبول کرد!!!
اقایی که هرکس اندکی باب دوستی را با او باز کرد مشاهده نمود که خودش با افراد دیگری هست و صفت خانمبازی که به بنده نسبت داده بود دقیقا در خودش است حتی همان دوست عزیزی که گولش را خورد!!!
در مصاحبهام با وحید هماتاش هم گفتم دارای باند مافیای وبلاگی بزرگی هستم و این خود دلیلی بر داشتن اطلاعات زیادم در مورد وبلاگنویسان است و همینقدر بگویم که حتی از میزان و عمق رابطه این اقا با دیگر بلاگرهای خانم اگاه هستم!!!
خیلی صبوری کردم تا به دیشب منتها دیشب به یکباره کاسه صبرم لبریز شد و تا صبح بیدار ماندم تا هرچه زودتر این پست را اپ کنم!!!
اقایی که ادعای کار در یکی از سازمانهای وابسته به یکی از نهادهای کشوری را دارید اگر به واقع بنده را بشناسید باید بدانید که در ان نهادی مورد ادعای شما خیلیها بنا به دلایل مختلفی با بنده اشنا هستند پس متعجبم از جراتاتان که اینگونه در رابطه با من سخن راندید!!!
چه حسی دارد نسبت دادن اصفات خودتان به دیگری؟! چه حالی میکنید که به اسم مزاحم میایید در وبلاگم و دقیقا حرفهای یکی از همین دوستانتان که دست بر قضا همان دوست وبلاگی من هم بود میگویید؟! لازم است بگویم ایشان دقیقا همان فردی بود که گول زبان چرب و نرمتان را خورد؟!!!!
همینقدر بدانید که اسم و ادرس و شمارههای تلفن و حتی ادرس خواهرتان را هم دارم و حتی از پیشینه خانوادگیتان نیز مطلع هستم!!!
پیشینه خانوادگی شما خود دلیل رفتارهایتان است و پیشینه خانوادگی و خاندانی من نشاندهنده شخصیتم!!! و چه زیبا گفتهاند پسر کو ندارد نشان از پدر تو بیگانه خوانش نخوانش پسر!!!
اینجا نیامده ام که شخصیت چنین ادمهایی را به چالش بکشانم انسانهایی که تنها و تنها برای رفع نیازهای پایینتنهاشان به اینترنت و دنیای وبلاگ نویسی پناه اوردهاند که من معتقدم چنین افرادی مغزشان به عوض داشتن بطن راست و چپ دارای مغز راست و چپ است چون خلاصه شده در تخمهایشان!!!
میدانم اینجا را میخوانی چون میدانم تمام این مزاحمها خودت هستی این بازی را تمامش کن چون من هم بازی مشابه خودت را شروع میکنم البته نه مشابه تو بدون دلیل و مدرک من برای حرفهایم دلیل دارم ولی تو حتی عکسی از من نداشتی که به ان دوستت نشان بدهی تا سندی بر حرفهایت باشد در ارتباط با کم سنی و دروغگویی ام منتها من نه تنها عکس بلکه امار کاملی از تو دارم!!!
به قول دوستی تمام اینکارهایت نشان دهنده این است که به من حسودیت میشود و من فروتنانه عرض میکنم که ادمی هستم که بشود به من حسودی کرد!!!
پ.ن: از اینکه پست طولانی نوشتم واقعا شرمنده ام دیشب مدارک را کنار هم قرار دادم و دیدم که کاسه صبرم تمام لبریز شده است(ایکون شازده معترف)
پ.ن: خسته شدم از این دنیای لجن وبلاگی که برای برطرف کردن نیازهای پایینتنهامان بیدلیل به گند میکشیم شخصیت محبوبین وبلاگستان را!!!(ایکون شازده خسته)(ایکون شازده غمگین)(ایکون شازده اقلاده گتده یاتده)(ایکون شازده چمدون به دست!!!)
اینجا قراره همه طنز بنویسن حتی طنز تلخ ولی هیچکس حق نداره به کسی توهین کنه !!!