بچه‌گی‌های ما این ریختی بود:

نه اینترنتی، نه فیلمی،‌ نه کتاب درست درمونی، تلویزیون فقط روزی چند ساعت برنامه پخش میکرد با خش‌خش اونم تارزان بهترینش بود، نقاشی هم که خرتر از خودت خودت بودی، ننه بابات هم سرکاربودند، دوتا سوراخ دماغ هم که بیشتر نداشتیم اخه(ایکون ای بابا)

پ.ن: اون‌وقت میگن چرا اون زمان‌ها دائم با دخترهای همسایه دکتر بازی می‌کردی(ایکون شازده مظلوم)