هرچی معطل کرد خبری نشد؛ هی می‌سابید و می‌سابید و من ملتمسانه به دور دست‌ها خیره نگاه می‌کردم چاقو دیگر تیز شده بود اما هیچ اتفاقی انگار قرار نبود بیوفتد، هیچ قوچی نیامد حتی بره‌ای هم ان اطراف دیده نمی‌شد؛ خبری از منجی نبود، حرفی از عید نشد، ان‌ها برای قرآن بود و اسماعیل و ابراهیم‌ش؛ قسمت من همان قربانی شدن بود(ایکون شازده بیچاره)

پ.ن: این روزها بودند قربانیان زیادی که برای هیچ و پوچ جان دادند تا خونی برای سبکی ریخته شود(ایکون برداشت ازاد)

پ.ن: عید قربان مبارک (ایکون شازده مهربان)


سورپرایزنوشت: اقایون عزیز چرا نشستید که "کروات اسلامی" هم به بازار اومد بدو بدو بیا این‌ور بازار که داره تموم می‌شه از فردا دیدید مسئولین عزیز و زحمت‌کش از اینا بستن اصلا تعجب نکنید که اسلامیه(ایکون خداشاهده)