من نه برای "شهلا جاهد" می‌نویسم نه "لاله سحرخیزان" و نه "ناصر محمدخانی" من برای یک اتفاق می‌نویسم که این‌روزها زیاد رخ می‌دهد و هیچ‌کس اصل قضیه را نمی‌بیند من برای خودم و خودت و خودش می‌نویسم!!!

شهلا جاهد مجرم بود یا نبود مسئله بی‌گناهی لاله سحرخیزان بود بی‌گناهی علی و عرفان بود و بی‌گناهی اقای سحرخیزان بود؛ ضربه بدی وارد می‌شه به ادم وقتی بره خونه و جسد مادرش رو ببینه لاله ان روزها بی‌گناه مرد شهلا گناه‌کار بود یا نه اما لاله بی‌تقصیر کشته شد و بچه‌هایش بی‌گناه یتیم شدند و علی هنوز که هنوز هست شب‌ها کابوس می‌بیند و نمی‌دانم جواب این کابوس‌ها را چه کسی می‌دهد و جواب یتیمی ان دو و دق‌مرگ شدن پدر لاله ایا با اعدام شهلا داده می‌شود؟!

من نه قاضی هستم و نه به فنون قضاوت در دادگاه اشنایی دارم منتها این را می‌دانم که در این دادگاه همه گناه‌کار بودند و همه بی‌گناه!!!

من مانند بسیاری دیگر نمی‌خواهم بگویم شهلا چوب عشق خود را خورد که این حرف جز بیهو‌دگی چیزی نیست زیرا عشق همان‌قدر که پیش برنده است بازدارنده هم هست پس این یک کذب و یک سرپوش بیش نیست البته نمی‌توان از میزان و حد تقصیرات ناصر هم چشم‌پوشی کنم ناصر هم در جای خودش و به قدر خودش گناه‌کار بود که از عشق شهلا استفاده ابزاری کرد!!!

خانواده لاله خواهان حق طبیعی خود بودند قصاص قاتل؛ هر کدام از ما هم وقتی در جای‌گاه ان‌ها باشیم دلمان می‌خواهد قاتل قصاص شود منتها تشخیص قاتل از عهده ان‌ها خارج است دستگاه قضایی کشور این مهم را بر عهده دارد و درست یا غلط این‌کار را انجام می‌دهد پس به ان‌ها خورده نگیرید و بد نگویید از ایشان!!!

به عقیده من شهلا مجرم بود چون در دفاع اخر وقتی شاهد بود ناصر که سنگ عشقش را همواره به سینه می‌زد هم امده بود تا شاهد صحنه "اویزان" شدنش باشد می‌توانست در حضور نماینده رئیس قوه قضا پرده از حقایق ناگفته بردارد به عوض گریه و زاری نظر شما غیر این است؟!

در جامعه‌ای که تکثر همسری امری طبیعی و قانونی محسوب می‌شود باید عادت کنیم که هر روز شاهد قتل‌هایی ریخت قتل لاله بی‌چاره باشیم و قاتل‌هایی مشابه شهلا زیاد می‌شوند و حسادت کاملا معمول است بین همه موجودات از حیوانات تا انسان‌ها و من این را با چشمان خودم به وضوح دیدم!!!

لاله مقتول زودرس قتل‌هایی بود که به زودی شاهد نمونه‌های دیگرش در این سرزمین خواهیم‌بود قتلی که 8 سال زودتر اتفاق افتاد و برای همین سر قاتلش این همه جنجال بوجود امد و من صراحتا اعلام می‌کنم که قاتل خود شهلا بود شاید انگیزه قتل چیز دیگری بود و برای فردی که با بی‌رحمی شاهد مقتول دوم بود ولی هرچه بود انسان‌ها دارای عقل و شعور هستند و مختارالخطا شهلا به اختیار خودش خطا کرد و باید تا ته پای خطایش می‌ایستاد و ایستاد منتها او قربانی هوس‌بازی‌های کسی شد که فکر می‌کرد عاشقش است منتها شاهد مرگش بود و به عقیده من همان اندازه که شهلا مجرم بود ناصر هم بود و جامعه و طرف‌داران تکثر همسری هم هستند!!!

در امریکا این دشمن خدا برای قتل جز 3 ایالت مجازات اعدام وجود ندارد نهایتش حبس ابد به مجرم داده می‌شود ان هم برای مجرم‌های جانی که دست به قتل‌های زنجیره‌ای می‌زنند منتها برای تجاوز مجازات اعدام دارند زیرا قتل یک جنون انی است و یا یک انگیزه‌ای پشتش پنهان شده که باید ان را شناسایی کرد ولی تجاوز یک بیماری روانی است و حال به عقیده من سهم ناصر اعدام بود زیرا با داشتن همسری که اشنایانش صحه بر همه چیز تمام بودن لاله می‌گذارند به سراغ یک دختر بچه 15 ساله رفت و از سادگی و عشق این دختر نسبت به خودش سواستفاده کرد و از طرفی هم حسادت وی را نسبت به همسرش برمی‌انگیخت تا جایی که کار را به جایی رساند که شهلا دست به یک جرم بزند و ناصر مسبب جنایتی بشود ناصر از برای نیازهای زیرشکمی‌اش دو قتل را بوجود اورد اولی قتل لاله بود و دومی قتل شهلا و با سنگ‌دلی هرچه تمام‌تر در جریان قتل اول بود و شاهد قتل دوم نمی‌دانم ایا زیرشکم تا این اندازه توانایی سنگ‌دل کردن انسان‌ها را دارد؟!

این دو قتل تمام شد و پرونده "شهلا جاهد" هم‌زمان با پرونده زندگی‌اش برای همیشه بسته شد زندگی‌ای که وقتی که تو 13 سال‌گی با ناصرخان محمدخانی اشنا شد و محبوس در خانه تموم شده بود درست همان روزهایی که در خانه‌ای در خیابان ظفر برای معشوق متاهل‌اش همه کاری می‌کرد و معشوقش تنها به زیر شکم خودش فکر می‌کرد دیگر شهلا جاهدی وجود خارجی نبود ابزاری برای رفع نیازهای زیر شکمی ناصر بود؛ و یک هفته دیگر هیچ‌کدام از ما حتی یادمان نمی‌اید شهلا جاهدی بود که 8 سال همه پی‌گیر خبرهایش بودند منتها باید به داد لاله سحرخیزان‌ها و شهلا جاهدهای اینده رسید و نگذاشت امثال ناصر محمدخانی‌ها بتوانند مسبب دو قتل باشند و کک‌اشان هم نگزد!!!