لندن از دیدگاه کامران نجفزاده (ایکون قانون هیزبازی)
اینجا لندن است شهری که تلویزیون بیگانه و بیادب و چیپ (توجه کنید به لندن که امدم انگلیسیام هم خوب شد) بیبیسی پرشیا در ان تولید برنامه میکند و دروغ به خورد ملت غیور ایرانی میدهد برای همین من دست زن و بچهام را گرفتم برای تعطیلات کریسمس به لندن امدم این وسط گزارشی هم از اغتشاشات اخیر تهیه میکنم تا فیلم بیایم که برای تفریح نرفتم برای همین به محل شلوغیها رفتم و مشاهده کردم بر خلاف اغتشاشات ایران که یک مشت خس و خاشاک و دانشجونما اومده بودند اینجا همه دانشجو بودند من خودم شخصا کارت دانشجویی همه را کنترل کردم و صحه بر این امر میگذارم منتها آقای "دیوید کامرون" نخستوزیر انگلیس از انها به خس و خاشاک نام برد منتها من رفتم به در دفترش و با این ادعا که از اقوام ایشون هستم زیرا کامران همان کامرون است به اتاق کارشون وارد شدم و به ایشان یاد اوری کردم که انها خس و خاشاک نیستند البته با انگلیسی که در لندن یاد گرفتم و عربی که قرار است در بهشت صحبت کنم با وی سخن گفتم!!!
بگذارید از مشاهداتم در خیابان بگویم که عدهای دانشجو با در دست داشتن پرچمهای پستهای رنگ خیلی آروم میگفتند دانشگاه ارزون و اینا در حال حرکت بودند تا نیرویهای پلیس بیشخصیت وارد صحنه شدند و با دانشجوها درگیری بهوجود آوردند و این میان تعدادی از دانشجوها شهید شدند منتها از انجایی که در جوامع بینالمللی حمله پلیس به مردم خیلی زشت است و انگلیسیها پدر سوختهاند آمدند حق کپیرایت برادران زحمتکشی که حاضرند حتی با لباسهای خودشان به مملکت خدمت کنند را خریدند و انها را به جان دانشجو ها انداختند دیگر نمیدانند در ایران انها دانشجو هستند و به جنگ دانشجونماها میروند که من شخصا خودم با زبان خوش این امر را یاداوری انها کردم و اگر بین خودمان بماند به انها اموزش دادم که از چه شیوهای برای کتک زدن استفاده کنند در این میان با خبرنگاری به اسم "کامرون نهجکزاده" اشنا شدم و او من را شناخت و با اسم پسرعمو مردمفروش من را صدا کرد و از من راهکار برای پیشرفت خواست و من رموز خود فروشی و زیرپا گذاشتند حیثیت را به او اموزش دادم و امروز که دارم این گزارش را تکمیل میکنم به من خبر داد خبرنگار واحدمرکزی خبر لندن در پاریس شدهاست و من او را به یک چلوکباب با پول دولت در بهترین رستوران پاریس دعوت کردم تا با زن و پسرش بیاید!!!
آهان داشتم از شلوغیها مینوشتم که دانشجوها را میزدند به این عقبمانده ذهنی توجه کنید او رتبه یک کنکور انسانی سال 2001 است که به تاریخ ما میشود سال 1380 او را میخواهند به زندان اُوین ببرند و من بعد از یک تحقیق فهمیدم که الباقی رتبههای برتر آن سال برای تحصیل به ایران امدند و فرار عقبموندهها نه ببخشید مغزها از انگلیس شدند در اینجا من یک دیسکو دیدم که تا همسرم نیست میخواهم بروم به انجا خوش بگذرانم شما هم همین ریختی گزارش رو قبول کنید(ایکون گردن کج و نگاه به دوربین)
اینجا قراره همه طنز بنویسن حتی طنز تلخ ولی هیچکس حق نداره به کسی توهین کنه !!!