هیچ‌ می‌دونستید خدا تو بهار دنیا اومد و تو تابستون بالغ شد و دختری به اسم گندم رو دید و تو پاییز عاشقش شد ولی وقتی بهش نرسید تو زمستون افسرده شد؟!(ایکون شازده اطلاع‌رسان)

واسه همینم بعدش همه‌جا پر کرد نه دنیا اومده و نه دنیا آورده و همیشه تنهاست، آخه نخواست پشتش حرف در بیارن و خواست از خودش و عشقش فرار کنه!!!(ایکون شازده دانا)(ایکون خدایی که مچ‌ش گرفته شد)