(ایکون شازده خوف و خفن) 2
یکی از همینروزهای کسالت بار و کشدار میرم یکی از این هزاران بیمارستان موجود البته اونی که خوشگلترین پرستارها رو داره و درخواست فرم رضایتنامه "اهدای عضو بعد از مرگ" میکنم و بعد اینکه گذاشتن جلو روم با دقت و وسواس کامل و خوشخط پرش میکنم و یه امضای قشنگ هم میندازم زیرش که بدونم بعد مرگم حداقل جون 3-4 نفر رو نجات میدم!!!(ایکون شازده مهربان) راستی شمارهام رو هم پشت فرم واسه پرستارهای خوشگلش مینویسم(ایکون شازده اینکاره)
وقتی کارم تموم شد و در حالیکه دکترها و پرستارهای خوشگل بیمارستان دارن با دیده تحسین نگاهم میکنند و ازم تشکر میکنند و پرستارها دارند تو ذهنشون در موردم خیالبافی میکنند اسلحهام رو در میارم و میذارم رو شقیقهام و یه نگاه تمسخرآمیز به جمع میندازم و یه گلوله تو سرم خالی میکنم و...(ایکون شازده عجیب)
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۶/۲۳ ساعت 13:1 توسط شازده اسدالله میرزا
|
اینجا قراره همه طنز بنویسن حتی طنز تلخ ولی هیچکس حق نداره به کسی توهین کنه !!!