و من...(ایکون تولدم مبارک)
خداوند
خواهر شازده را که آفرید
گفت: فااک!
و به خود پیچید
چیزی کم بود
... (ایکون هیوای خدا)
آنگاه
شازده را آفرید
و باز... فاک!
چیزی کم بود
... (ایکون دِ بیا)
حقتعالی
اندکی درنگ فرمود
و آن دو را
خواهر برادر خواند
و خود را
احسن الخالقین
چیزی دگر کم نبود
(ایکون این ریختیهاست)
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ساعت 0:45 توسط شازده اسدالله میرزا
|
اینجا قراره همه طنز بنویسن حتی طنز تلخ ولی هیچکس حق نداره به کسی توهین کنه !!!