(ایکون احساسات شازدهای) 17
طلبهی حوزهی علمیه شما بودیم و فقه را پای درخت عناب حیاط خانهیتان درست زیر تخت خاتم پردهدارتان خواندیم و اصول را در کلاس درس شب زیر پنجرهی اتاق مصفایتان؛ کتاب و جزوه و رسالهی شما را هم از ناز چشمان شهلایتان مشق کردیم... همین که بیایی اقتدا واجبست؛ حاجتی هم به موذن و وضو و طهارت و مهر و سجاده و مکبر نیست، نماز اقتدا به شما حرجی ندارد اگر بیوضو و طهارت باشد؛ امام جمعه و شنبه و هفت روز هفتهمان فقط شما باش اصلا همهچیزمان به امامت شخص خودتان میشود...(ایکون احساسات شازدهای)
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۱۲/۰۳ ساعت 16:34 توسط شازده اسدالله میرزا
|
اینجا قراره همه طنز بنویسن حتی طنز تلخ ولی هیچکس حق نداره به کسی توهین کنه !!!