خیلی باید پوستت کلفت باشه که وقتی خسته از جلسه امتحانی که دانشجوهات تر زدن به زحمت یک ترمت و بعد هم از آفیس‌ت بیایی خونه بشینی پای لپ‌تاپ تا کامنت‌ها رو تائید کنی که یکم از خستگیت در بره و با کامنتی روبه‌رو شی که تماماً داره به خواهر و مادر و ناموست توهین می‌کنه و شماره تلفن می‌ذاره و تحریکت می‌کنه رو ببینی و دم برنیاری...

یه سر برید کامنت‌دونی پست قبل کامنت یکی مونده به آخر به اسم "محسن" رو ببینید...(روی اسم‌ش کلیک کنید تا به وبلاگش برید)

دیدید؟!!!! بله این آقا اومد چنین چیزی گفت، بعد از دیدن کامنتش رفتم آرشیو وبلاگم رو از یک‌سال پیش دیدم و تک‌تک کامنت‌هام رو خوندم و هیچ ماچ و بوسه‌ای ندیدم که برای کسی فرستاده باشم به همین خاطر گمان کردم لابد اشتباه این‌جا گذاشته تا این‌که چند دقیقه‌ی پیش دیدم این آقا که ادعای ادبش گوش فلک را کر کرده مجددا اومده به وبلاگم و به توهین‌هاش ادامه داد و به من گفت با نام زن کامنت گذاشتم در حالی که من اصولا جایی کامنت نمی‌گذارم مگر با اسم و رسم خودم و ادبیات خودم...(کامنت دوم ایشون)

قصد شکایت رسمی به دادگستری را از این خرده "آهن‌فروش" دارم و با توجه به داشتن آدرس وبلاگ شماره تلفن و نام نمی‌توانند منکر توهین‌هاش بشه اصولا هم آن‌جا به آدم آب‌ پرتقال نمی‌دهند؛ دوتا کشیده نر و ماده که بخورد خودش به نکرده‌هایش معترف می‌شود چه رسد به کرده‌هایش هنوز این‌قدر در این مملکت نفوذ دارم که جواب یک جوجه فکولی بازاری را بدهم همین‌قدر بگویم که این‌بار جای سفتی شاشیدی جناب "محسن" چرا که ول کن معامله نیستم و تا به مجازات قانونی نرسانمت بر جای خود نمی‌نشینم...

بعد از اون هم به عنوان یکی از تقریباً بزرگان صنعت آهن ایران قسم می‌خورم که توی همون بازار بی‌آبروت کنم و ورشکست این سری با بد کسی در افتادی...

راستی منتظر تماس من نباش منتظر تماس از دادگاه و نیرو انتظامی باش...