سیاه و سفید

نکند فکر می‌کنی تمام این شب‌ها که به خانه‌تان می‌آیم فقط برای هم‌بازی شدن با پدرت در شطرنج است؟!

اشتباه می‌کنی شطرنج درسی برای پادشاهان است در روزهای پادشاهی که حکومت یاد بگیرند به چه‌کار منِ اسیر آید؟!

این زاویه نشین سرزمین شطرنج که واهمه‌ای ندارد، برج و باروی بزک کرده‌ای بیش نیست آن هم بی بپا؛ سرباز بی‌همه ‌چیزتان را با دست خالی روانه کنید پی فتح‌ش خدا را چه دیدید شاید ته بازی ما وزیر شود!!! شاه قلعه شطرنج‌مان جنگ را واداده خودمان هم که مات سیاه و سفید چشمان شهلای شماییم!!!

درد...درد...درد

خوب بودن بیمارستان و مهربانی دکتر و پرستار خوشگل، درمون وخامت زخم روزگار نیست؛ پای دل‌تنگی‌های ما نشستی، عقب شاعرانگی نباش... خود حضرت حافظ هم وقتی بری سراغش واسه خاطر فال و عوضش به تنگت تجاوز کنه تنها چیزی که واست می‌مونه درده!!!(ایکون ای بابا)

(ایکون خدای حرف گوش نکن)

یکی اس‌ام‌اس به خدا بزنه بگه اون چیزایی که برداشته رو بذاره سرجاش هی جابه‌جا نکنه من از بس اس‌ام‌اس زدم انگشت‌هام زخم شد(ایکون ای بابا)

پ.ن: شرمنده از این‌که کامنت‌های پست قبل جواب داده نشد این‌روزها شدیدا درگیر به اتمام رساندن کتابم هستم(ایکون شازده اطلاع‌رسان)

داستان زندگی خدا 2

وقتی گندم به خدا روی خوش نشون نداد خدا واسه حرمت عشقش هم که شده گندم رو عزیز کرد و احترام به نان رو واجب، درست ریخت نمک که طعم اشک‌هاش رو داشت بعد از شکست عشقی‌ش، پس نمک رو هم عزیز کرد و الان ما می‌گیم به احترام نان و نمک(ایکون شازده اطلاع‌رسان)

(ایکون اعترافات شازده‌ای) 3

بخشش احمقانه‌ترین کار ممکن هست و من یک بار چندسال پیش در چنین‌روزی احمق شدم(ایکون شازده معترف)

(ایکون شازده مهربان) 2

چندروزی بود که تو خودش بود درکش می‌کردم تا بهم اس‌ام‌اس زد: "حال روحیم خوب نسیت" بهش اس‌ام‌اس می‌زنم: "برات آرامش گرم آرزو می‌کنم‌و آسایش خوش‌بو" درست ریخت یه فنجون قهوه خوب وقتی نشستی رو صندلی لهستانی‌ت و داریوش داره واست می‌خونه: "طلوع صادق عصیان من بیداریم باش"(ایکون شازده مهربان)

داستان زندگی خدا(ایکون خدای مهربان؟!!!) 2

هیچ‌ می‌دونستید خدا تو بهار دنیا اومد و تو تابستون بالغ شد و دختری به اسم گندم رو دید و تو پاییز عاشقش شد ولی وقتی بهش نرسید تو زمستون افسرده شد؟!(ایکون شازده اطلاع‌رسان)

واسه همینم بعدش همه‌جا پر کرد نه دنیا اومده و نه دنیا آورده و همیشه تنهاست، آخه نخواست پشتش حرف در بیارن و خواست از خودش و عشقش فرار کنه!!!(ایکون شازده دانا)(ایکون خدایی که مچ‌ش گرفته شد)

(ایکون ریاضیات زندگی) 2

توی کلاس ریاضی زندگی وقتی بری زیر رادیکال یه نگاه و جذر دلت که گرفته بشه عاشق می‌شی و حد عشقت رو که بگیرن می‌شه تا پای جون(ایکون معادلات پیچیده زندگی)

(ایکون درس‌های شازده‌ای)

فاحشه اونیه که تو زندگیش از خوابیدن با گوساله نگذشته و خوابیدن با توله گربه همسایه رو هم رد نمی‌کنه منتها هم‌چین که وقت ازدواجش برسه می‌خواد با یه دختر آفتاب مهتاب ندیده وصلت کنه(ایکون والله)
تبلیغ‌نوشت: مریم جهان‌بین دوست خوبی که مدتی‌ست وبلاگ من رو می‌خونه و با کامنت‌های قشنگش خوش‌حالم می‌کنه کتاب زیبایی نوشته که امسال در نمایشگاه کتاب عرضه می‌شه و من هم خوندمش و به همه دوستان توصیه می‌کنم خوندش رو پس برای این‌که بدونید کدوم غرفه کتابش رو عرضه می‌کنه بهتره برید این‌جا و آدرس رو بخونید و کتابش رو هم حتما بخرید(ایکون شازده مبلغ)

(ایکون احساسات شازده‌ای) 6

من اگر آدم بودم و حوایم تو... میوه ممنوعه که سهل هست خدا رو هم می‌خوردم، وقتی حوایم بهشت باشد چه باک از رانده شدن از بهشت خدایان!!!(ایکون احساسات از نوع شازده‌ای)

(ایکون آدم مورد تجاوز)

پسرکی که مدعی احسن‌الخالقین بود حوصله‌اش سرآمد و تصمیم به پیدا کردن سرگرمی جدید گرفت تکه‌ای گِل پیدا کرد و با آن عروسکی جدید ساخت به نام "آدم" تا مدتی سرگرمش باشد؛ برای شروع همه عروسک‌هایش را جمع کرد و به آن‌ها دستور داد: "بکشید پایین و به آدم تجاوز کنید"(ایکون پسرک سنگ‌دل)

همه تجاوز کردند و تنها "شیطونک" مطیع این امر نشد، پسرک شیطونک را راند و دیگر بازی‌اش نداد!!!(ایکون شیطونک بی‌گناه)

(ایکون پیکر بکر و ذهن نابکر)

و شما مردانی که بکارت را ارزش یک دوشیزه می‌دانید ولو به قیمت ترمیم شده بودن!!! لیاقت‌تان دخترکانی‌ست با افکار فاحشه و بدنی بکر و تناسلی دست نخورده و پاک!!!(ایکون شازده کوول)
تذکرنوشت: دو روز دیگه روز معلم هست از الان بگم که کادو و تبریک یادتون نره من کادوهاتون رو قبول می‌کنم(ایکون شازده متذکر)

(ایکون محبت بی‌منت)

تو برایم محبت ساختی، چیزی رو که الان می‌بینم و چیزی که این‌قدر خوبه؛ خوب‌تر از همه لحظه‌های اذان مغرب تابستون واسه کارگر معتقد روزه‌دار زیر آفتاب که اگه پسرش همه‌ی خورشیدهای دنیا رو هم سیاه بکشه تا باباش زیر آفتاب نسوزه تاثیری به حالش نداره، خوب به اندازه‌ی همه لرزیدن‌های یک‌هویی بدن توی خواب و بیداری، به همون اندازه که لحظه‌های نترسیدن خوبه، لحظه‌هایی که از هیچی نمی‌ترسی(ایکون محبت بی‌منت)

پ.ن: امروز تولد "fatemeh" عزیز خواهر گلم هستش یعنی "تو"ی نوشته بالا و امشب تا فردا شب رو جشن و سرور اعلام می‌کنم و برهمگان واجب است شادی کنند و پایکوبی و این روز را برایش بسیار زیبا سازند (ایکون قر و دنس و شرب‌خمر و پای‌کوبی)

دهه پنجاهی‌ها (ایکون دست یافته‌های شازده)

بعد از یک عمر بررسی نسل‌های مختلف ایران به این نتیجه رسیدم که بچه‌های دهه پنجاه همه بی‌نظیرندو تکرار نشدنی... همه خل‌وچل(ایکون باور کن)

(ایکون احساسات شازده‌ای) 5

زمین را می‌کنم و می‌کنم و می‌کنم آنقدر می‌کنم که از پا در بیایم و بعد آرزوهایم را در گودال می‌گذارم‌و رویش خاک می‌ریزم و خاک می‌ریزم و هی خاک می‌ریزم تا دفن شوند و می‌دانم بعد از چند روز تو از زیر خاک جوانه می‌زنی و سبز می‌شوی و می‌رویی رستای من(ایکون شازده پر احساس)

(ایکون اوج بدجنسی)

تمام لذت کارت معافیت از خدمت مقدس نظام وظیفه عمومی یا به زبون خودمون سربازی دیدن جوونای مردمی هست که از 4-5 صبح تا بوق سگ در حال جر خوردن و نگهبانی دادن هستند؛ با تشکر شازده اسدالله‌میرزا هستم یک معاف بی‌درد(ایکون شازده خیلی بدجنس)

(ایکون شازده سر به هوا)

خدایا بچه سال که بودیم هروقت سراغت را می‌گرفتیم آسمان را نشان‌مان دادند خب همین کارها رو کردی سربه‌هوا شدیم دیگه(ایکون ای بابا)