(ایکون بغض شازده)
حتما تا الان همه دیدید که اقایشیرازی بعد از چند روز به اب و اتیش زدن تونستند بلاگفا رو راهاندازی کنند منتها به چه قیمتی شاید باورتون نشه وقتی باز کردم و دیدم خیلی از کامنتهام ناپدید شدند یه بغضی تو گلوم جمع شد!!! بهنظر شما الان حق نداریم از اقایشیرازی شکایت کنیم؟! ایشون که قدرت و توانایی اداره کردن بلاگفا رو ندارند بهتر نیست این سیستم رو واگذار کنند به یکی دیگه و خودشون بشینند و وبلاگشون رو بنویسند من کمیت و کیفیت کامنتهام اصلا مهم نیست ولی دلم نمیخواد از بین برند چون با هرکدوم از اونا کلی خاطره دارم و کلی خندیدم و کلی غصه خوردم "عنابی" شاید برای شما یک وبلاگ باشه برای خوش گذروندن منتها برای من حکم خونهای رو داشت و داره که هرکدوم از شما عضوی از خانواده ساکن توش هستید و هر حرفی که میزنید ثبت میشه رو در و دیوار این خانه کوچک خانهای که پایهاش بر شادی است نمیدانم باید گریه کنم یا از درد بخندم نمیدانم با عذرخواهی من از شما بابت حذف شدن بسیاری از کامنتهاتون من رو میبخشید یا نه منتها کاری هم از دست من برنمیاید اگر فکر میکنید میتوانم کاری در قبال جبران این اتفاق انجام دهم از من بخواهید و اگر نه حتی بخواهید حاضرم اینجا را ببندم و برای همیشه بروم شاید خاطره این حادثه تلخ رو فراموش کنید(ایکون شازده غمگین جدی)
در طول مدتی که اینجا رو مینوشتم هر روز و روزی چندین بار به ارشیو کامنتهای شما سر میزدم و میخوندم و لذت میبردم لذت از جمع دوستانی که داشتم و بهدست اوردم و این اقایشیرازی محترم با بلاگفایش چند روزی از هم پاشاندش نمیدانم قدرت جمع کردن دوباره این جمع را دارم یا نه درست در هنگامی که با وحید مصاحبه کردم و ابعادی از شخصیتم مشخص شد و فکر میکردم با جواب گرفتن برخی از سوالاتتون جمع ما صمیمیتر بشه این اشکالات بلاگفا همهچیز رو خراب کرد و من ماندم و بهتی چند روزه از برای دوری وبلاگم!!!(ایکون شازده بهت زده)
با همه مشغله روزانهام در "دکون" و "دانشگاه" و "خانه" سعی میکردم برای "عنابی" وقت بگذارم زیرا از پیش شما بودن لذت بی وصفی میبردم منتها این چند روز دوری از شما ضربه بدی به من زد ضربه دوری از دوستان ندیده و نشناختهای که در قبالشون چون یک پدر در برابر فرزندش احساس مسئولیت میکنم و از صمیم دلم دوستشان دارم(ایکون شازده معترف)
این پست طولانی را نوشتم تا حال این روزهایم را بدانید امشب با پست شادی دیگر برمیگردم البته اگر شما بخواهید که باز هم برگردم(ایکون شازده اطلاع رسان)
همه شما رو از صمیم دلم دوست دارم (ایکون شازده جدی)(ایکون بغض)
اینجا قراره همه طنز بنویسن حتی طنز تلخ ولی هیچکس حق نداره به کسی توهین کنه !!!